مرتضى مطهرى
967
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىگويند بله . آيهاى در سورهء توبه است ، آيهء معروف جِزيهء اهل كتاب : قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ بجنگيد با اين مردمى كه نه به اللَّه ايمان دارند و نه به روز آخر و قيامت . يعنى اينها هم كه اسمشان « مذهبى » است [ به خدا و قيامت ايمان ندارند . ] مشركين ، بديهى است كه مشرك و بت پرست بودند و به قيامت هم اعتقادى نداشتند و خدا را هم كه اعتقاد داشتند مىگفتند خدا را نبايد عبادت كرد ، بتها را بايد عبادت كرد . اينها هم كه به ظاهر خودشان را متدين و پيرو يك پيغمبر مىدانند ، در واقع هيچ حقيقتى در كارشان نيست ، نه به خدا ايمان دارند و نه به يومِ آخر . وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ و نه آنچه را كه خدا و رسولش تحريم مىكنند آنها تحريم مىكنند ، يعنى ابايى ندارند كه همهء اين تحريمات را بشكنند . وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ و به دين حق متدين نيستند . آنها چه كسانى هستند ؟ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ « 1 » از مردمى كه كتاب به آنها داده شده ، كه روى اين مسئله در ميان مفسرين بحث است كه آيا مِنَ مِن بيانى است يا مِن تبعيضى . اگر مِن بيانى باشد يعنى تمام اهل كتاب اينجور هستند ، اصلًا اين اهل كتاب در واقع ايمان به خدا و ايمان به يوم آخر ندارند . و اگر مِن تبعيضى باشد يعنى آن گروهى از اهل كتاب كه انتسابِ به يك كتاب آسمانى دارند و خودشان را پيرو يك مذهب مىدانند ولى در عمل نه به خدا اعتقاد دارند نه به يوم آخر . مصداق بارزش اسرائيلىها هستند . اينها الآن به حسب انتسابات دنيايى مىگويند ما يهودى و پيرو مذهب يهود هستيم ، در صورتى كه اگر [ واقعيت ] اينها را بشكافى اصلًا بوى مذهب در اينها وجود ندارد ، يعنى وقتى كه پاى مسائل خصوصىشان به ميان بيايد نه خدا را قبول دارند نه موسى را و نه روز جزا را . اگر مِنْ مِن تبعيضى باشد معناى آيه اين است : آن گروهى از اهل كتاب كه خودشان را به يك كتاب آسمانى منتسب مىدانند ولى نه به خدا ايمان دارند و نه به قيامت ، اينها مثل مشركيناند ، با اينها هم بجنگيد . حال ، آقاى ابوالعلاء مودودى مىخواهد بگويد كه آنجا كه قرآن مىگويد : قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ « به اللَّه ايمان ندارند » يعنى به يك قوّهء فرمانروا بر عالم و به آن قدرت قاهرهء مسلط بر عالم ايمان ندارند . وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ يعنى به جزا ايمان ندارند . پس دينِ به معناى تسلط و فرمانروايى را قائل نيستند چون اعتقاد به اللَّه يعنى اعتقاد به فرمانروايى يك ذات اينچنين . به دينِ به معناى جزا هم اعتقاد ندارند . اللَّهُ مىشود معناى اول ، بِالْيَوْمِ الْآخِرِ مىشود معناى چهارم . وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ يعنى شريعت را قبول ندارند . وقتى گفت : لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ به اللَّه ايمان ندارند ، يعنى در مقابل اللَّه خضوع ندارند . اين ، معنى دوم را بيان مىكند . پس لفظ « اللَّه » معنى اول را بيان كرده ، لفظ « ايمان » معنى دوم را بيان كرده ، لفظ « لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ » معنى سوم را بيان
--> ( 1 ) توبه / 29 .